تبليغاتX
::کهن آئین های ایرانی در بوته فراموشی:: - مقابله با چشم زخم در باورداشت مردم

شنبه نوزدهم خرداد 1386

مقابله با چشم زخم در باورداشت مردم

                                                      

 

چشم بد دور!

 

 

 

 

 

در حوزه مطالعات فرهنگ عامه مردم، در هر جامعه ای با هر سطح توسعه یافتگی، به باورها و اعتقاداتی برمی­خوریم که حاصل دانش، باورها و اعتقاد عامیانه مردم و مبنای برخی عملکرد آنها می باشد. باورداشتهایی که ممکن است در برخورد اول با زدن برچسب خرافی بودن طرد شود. غافل از اینکه اغلب شان، برای معتقدان بدان، خاصیت و کارکردی دارد که ما از آن بی­اطلاع هستیم. چرا که " اصولاً عامه، مفيدبودن را نشانه ارزش و اهميت مي‌دانند". داشتن کارکرد و رفع نیازی از جامعه، یکی از دلایلی است که می توان برای تداوم باورها و یا هر پدیده اجتماعی و فرهنگی آورد. این مسائل تنها مختص جوامع روستایی و عشایری نمی­باشد بلکه در جوامع شهرنشینی نیز بسیار دیده می شود. از جمله متداول ترین این باورها، اعتقاد به چشم زخم و تلاش برای رهایی از عوارض سوء آن است. همه از اینکه خوشی ها و موفقیت هایشان در معرض چشم زخم باشد هراس دارند و در برخی موارد با دیدن زیان مالی،  جانی و یا به هم خوردن موقعیت ایده آلشان، ممکن است بر این اعتقاد باشند که ناخوشی های پیش آمده، تاثیر چشم زخم مردم بوده، و اصطلاحا می گویند: "ما ر ا چشم زده اند"، " ما چشم خورده ایم"، " ما نظر شدیم" ! و از آن پس سعی می کنند به هر طریقی، این تاثیر را در زندگیشان کمتر کنند. برخی با دود کردن اسفند ، به همراه داشتن اشیائی مثل اسفندی ( اسفند به نخ کشیده شده)، سنگ­نمک، دندان مار ، چشم بابا قوری، خرمهره، نظرقربانی (چشم نظر) که آنرا دافع چشم رخم می دانند، سعی می کنند خود را از تاثیر چشم بد و انرژی های منفی محصون کنند. و یا برخی از خانواده ها و اقوام نیز به مانند اهالی رامسر، که حضور شاخه ای از درخت مرکبات یا آلوچه را در خانه (سردرخانه) در رفع چشم زخم موثر می­دانند،[1] ممکن است اعتقادات خاص خود را داشته باشند که در هیچ جای دیگر دیده نشود و شنیدن و یا دیدن این موارد، باعث تعجب شود. در فرهنگ م،ا این اعتقادات با باورهای دینی تلفیق شده و اغلب به همراه داشتن دعاهای خاص چشم زخم[2] و آیات قرانی همچون آیه وان یکاد[3]، چهار قل (چهار سوره کوتاه معروف که با قل شروع می شود)، آیه الکرسی، نادعلی و … این تاثیر را مضاعف کنند. حتما بسیار دیده اید گردن آویزها، مچ بندها، انگشترها، و آویزها و وسایل تزئینی که از مواد فوق (به خصوص با اسفندی و نظرقربانی) ساخته شده و معمولا مزین به آیات و ادعیه متبرک می باشد. و مردم برای تاثیر پذیرفتن از خاصیت پیشگیری و دفع چشم زخم و تاثیرات منفی آن در منزل، محل کار، وسایل نقلیه و هزار موارد دیگر تهیه می­کنند.

تجلي اعتقادات و باورهاي چشم بد براي انسان شناسان به روشني درك نشده است. ولی برخی مطالعات، این پدیده و باور فرهنگی را سوغات ارتباطات بین فرهنگها دانسته و نهایتا اين نظریه را ارائه می دهد كه منشأ باور چشم بد در آسياي غربي يا هندوستان بوده كه از فرهنگي به فرهنگ ديگر اشاعه پيدا كرده است و سپس در پاسيفيک­جنوبي و آمريكا به طور مستقل گسترش يافته، جالب توجه آن كه به نظر مي­رسد مفهوم "چشم بد" ابتدا در ميان چوپانها و گله دارها که با زمین دارن و مزرعه داران داد و ستد  داشتند، به وجود آمده است.

 

اسفند (اسپند):

 

در ایران و بسیاری از جوامع دیگر، اسفند دود کردن عمومی­ترین عادت و روشی است که در مناسبات و موقعیت­های مختلف و به نیت پیشگیری و یا دفع چشم زخم در بین اقوام مختلف ایرانی و در گستره وسیعی دیده می­شود. "در گذشته‌، ايرانيان‌ هم‌ هر روز صبح‌ براي‌ گشايش‌ كار، اسفند و كندر دود مى‌كردند"

"اِسْفَنْد، يا اسپند، سِپَنْد، نام‌ گياهى‌ است‌ خودرو، پايدار و هميشه‌ سبز ‌که در كوه‌ و بيابان‌ و زمينهاي‌ كويري‌ مى‌رويد و دارای خاصیت­های طبی و گندزدایی می­باشد. نام‌ اين‌ گياه‌ از كلمة «سْپِنْته‌» در اوستا گرفته‌ شده‌، و در زبان‌ پهلوي‌ به‌ معنى‌ «افزونيك‌»، يعنى‌ بركت‌ دهنده‌ و مقدس‌ آمده‌ است‌. و همیشه در ایران و همچنین سرزمینهای اسلامی، اسفند و دانه آن مقدس شمرده شده و آن را با تصور نيرويى‌ آسمانى‌ و شفابخش‌ و جادويى‌ در رماندن بلاها و آفتها و دفع چشم زخم، مورد استفاده بوده است. و از گذشته های دور تا به امروز در اکثر مراسم و آئین ها بخصوص در مراسم های مذهبی، اسفند(سپند) جایگاه ویژه­ای دارد.  به عنوان گیاه و دانه مقدسی شناخته شده است که موجب دور شدن دیوها، بیماریها، شرور و چشم زخم و پالودن‌ فضا از ارواح‌ خبيث‌ و جن‌ و شياطين‌ می گردد.

 در اوستا و منابع پهلوی، از چشم زخم یا بدچشمی و شورچشمی یاد شده و  مردم بدچشم را از عوامل اهریمن دانسته که امشاسپندان از آنان می­گریزند. و بدچشم (دُش چشم) را به عنوان یکی از سه دسته مردمی معرفی می کند که به آنان روزی بخشیده نمی­شود، بلکه به ستم از مردمان می­ستایند. و تاکید برآن دارد که " نوزاد را باید از چشم زخم مردم ناپاک حفظ کرد.

و از حضرت‌ رسول‌(ص‌) نقل‌ كرده‌اند: «بر هر يك‌ از برگ‌ و دانة گياه‌ اسفند، مَلَكى‌ موكل‌ است‌ كه‌ با آنها هست‌ تا كه‌ بپوسد».

 

 

همچنين گفته‌اند: «ريشه‌اش‌ و شاخه‌اش‌ غم‌ و سحر را برطرف‌ مى‌كند و در دانه‌اش‌ شفاي‌ هفتاد درد است‌؛ پس‌ مداوا كنيد به‌ اسفند و كندر»

 

در سرزمينها و فرهنگهاي ‌مختلف‌،اسفند را به‌ شيوه‌هاي‌ گوناگون‌ و با آداب‌ و رفتارهاي‌ خاص‌، به‌ كار مى‌برند. رايج‌ترين‌ اين‌ شيوه‌ها، «اسفند گردانى‌»، «خال‌ گذاري‌» و به شکل "اسفندی" است‌.

 

اسفندگردانى‌: مشتى‌ دانة اسفند را برمى‌دارند و دور سر شخص‌ يا حيوان‌ مى‌گردانند. بعد دانه‌هاي‌ اسفند را يكى‌ يكى‌ مى‌شكافند، يا همه‌ را درسته‌ در آتش‌ منقل‌ يا آتش‌ گردان‌ مى‌ريزند و دود آن‌ را در فضاي‌ خانه‌ و پيرامون‌ شخص‌ و حيوان‌ مى‌پراكنند. گاهى‌ با دانه‌هاي‌ اسفند موادي‌ ديگر همراه‌ مى‌كنند و مى‌سوزانند. معمول‌ترين‌ چيزهايى‌ كه‌ با اسفند مى‌آميزند وِشا، كندر و زاج‌ يا زاگ‌ است‌. وِشا و كندر از صمغهاي‌ خوش‌ بو و معطر است‌ و زاج‌ ماده‌اي‌ است‌ كه‌ رنگى‌ كبود دارد و با چشم‌ كبود يا چشم‌ زاغ‌ همرنگ‌ است‌. گاهى‌ هم‌ دانه‌هاي‌ اسفند را با چيزهايى‌ وابسته‌ به‌ انسان‌ يا حيوان‌، يا چيزهايى‌ كه‌ با انسان‌ و حيوان‌ تماس‌ دارد، همراه‌ مى‌كنند و مى‌سوزانند. مثلاً يك‌ تكه‌ پارچه‌ يا يك‌ تار نخ‌ از لباس‌ يا بند تنبان‌ شخص‌ِ دارندة چشم‌ بد، يا كسى‌ كه‌ احتمال‌ زخم‌ چشم‌ از او مى‌رود، به‌ دست‌ مى‌آورند و با دانه‌هاي‌ اسفند دور سر شخص‌ نظرخورده‌ مى‌گردانند و بعد در آتش‌ مى‌ريزند و مى‌سوزانند. در صورتى‌ كه‌ نتوانند اين‌ چيزها را به‌ دست‌ آورند، مقداري‌ از خاك‌ ته‌ كفش‌ دارندة چشم‌ بد را، يا خاك‌ جايى‌ را كه‌ او از آنجا عبور كرده‌، مى‌گيرند و با دانه‌هاي‌ اسفند مى‌سوزانند.مردم‌ لرستان‌ سرجارويى‌ را که به‌ نام‌ "شورچشمانى"‌ مى‌شناسند، قيچى‌ مى‌كنند، سپس‌ بريده‌هاي‌ سرجارو را با دانه‌هاي‌ اسفند مخلوط مى‌كنند و در غروب‌ وشنبه‌ يا چهارشنبه‌ دور سر بيمار چشم‌خورده‌ مى‌گردانند و در آتش‌ مى‌ريزند و دود مى‌كنند . همچنين‌ در برخى‌ جامعه‌هاي‌ سنتى‌ ايران‌ براي‌ باطل‌ كردن‌ سحر و جادو، اسفند و كندر را با مقداري‌ پوست‌ سير و پياز، يا خرده‌هايى‌ از استخوان‌ جمجمة سگ‌ مخلوط مى‌كردند و در شب‌ چهارشنبه‌ يا چهارشنبه‌ شب‌ آنها را در آتش‌ مى‌ريختند و دود مى‌كردند و مى‌گفتند: «توعاطل‌ كردي‌،من‌باطل‌كردم‌»

در هنگام دود کردن اسفند اوراد و اشعاری خوانده می شود که آن نیز با تفاوتهایی در همه نواحی دیدهمی­شود. در اوراد مخصوص‌ اسفند به‌ همة افراد و گروهها، از نزديك‌ترين‌ كسان‌ و آشنايان‌ تا دورترين‌ كسان‌ و بيگانگان‌ و دوست‌ و دشمن‌ و پاك‌ و ناپاك‌ اشاره‌ مى‌شود. آدمهاي‌ كبود چشم‌، زاغ‌ چشم‌، شور چشم‌ و سياه‌ چشم‌؛ زنان‌ بزا و نزا؛ آدمهاي‌ سرسياه‌، سق‌ سياه‌ و دندان‌ سفيد؛ همسايگان‌ دست‌ راست‌ و دست‌ چپ‌؛ اهل‌ كوچه‌، محله‌ و حمام‌؛ زاده‌ شدگان‌ همه روزهاي‌ هفته‌ مثل‌ شنبه‌زا، يكشنبه‌زا ... و جمعه‌زا و زاده‌ شدگان‌ اوقات‌ مختلف‌ شبانه‌روز مانند صبح‌زا، ظهرزا ... و شب‌زا؛ بيرون‌ روندگان‌ از شهر و دروازه‌ و واردشدگان‌ از دروازه‌ به‌ شهر؛ چرندگان‌ و پرندگان‌؛ انس‌ و جن‌ و پري‌ و پريزاد و ... يكايك‌ در اوراد مخصوص‌ اسفند مى‌آيند. در فرهنگهاي‌ كهن‌ و سنتى‌، عامة مردم‌ بر اين‌ باور بوده‌اند كه‌ همزمان‌ با خواندن‌ هر يك‌ از كلمه‌هاي‌ اوراد مخصوص‌ اسفند و سوختن‌ و تركيدن‌ هر يك‌ از دانه‌هاي‌ اسفند در آتش‌، يكى‌ از نيروهاي‌ شرير و زيانكار چشمان‌ بد و حسود و بخيل‌ نيز مى‌سوزند و نابود مى‌شوند. یکی از این اوراد بدین قرار می­باشد: اسفند و اسفند دونه، اسفند سي و سه دونه، از خويش و قوم و بيگونه، هر كه از دروازه بيرون رود، هر كه از دروازه تو بيايد كور شود چشم حسود و بخيل شنبه­ز،ا يكشنبه­زا، پنجشنبه­زا، جمعه­زا، زيرزمين، روي زمين، سياه چشم، زاغ چشم، هر كه ديده و هر كه نديده، همسايه دست راست، همسايه دست چپ، همسايه پيش رو، بتركه چشم حسود و بخيل. کی کاشت؟ پیغمبر. کی چید؟ فاطمه، برای کی دود کردند؟ برای امام حسن و حسین... به حق شاه مردون، درد و بلا رو دور گردون. پس از گفتن اين اوراد مقداري اسفند كه قبلا دور سر فرد مورد نظر گردانده شده بود را دود مي كردند و با اين حربه به جنگ چشم زخم مي رفته اند.

خال‌ گذاري‌: خال‌ گذاشتن‌ با خاكستر اسفند روي‌ تن‌ و صورت‌ نظر خورده‌ به‌ اين‌ ترتيب‌ است‌ كه‌ با خاكستر دانه‌هاي‌ سوختة اسفند، خط و خالهايى‌ روي‌ پيشانى‌، ميان‌ ابروان‌، روي‌ گونه‌ها و چانه‌ و بناگوش‌، و گاهى‌ تن‌ كودكان‌ يا بزرگ‌سالان‌ مى‌گذاشته‌اند. خط و خالهايى‌ را كه‌ به‌ شكل‌ چشم‌ مى‌كشيدند "چشمارو" يا "چشمارُخ"‌، و خط و خالهايى‌ كه‌ به‌ شكل‌ "ل" مى‌گذاشتند «لام‌» يا «لامچه‌» مى‌ناميدند.. اين‌ خالها چون‌ از سوختة اسفند و به‌ رنگ‌ كبود يا سياه‌ لاجوردي‌ بود، آنها را «نيل‌» يا «كبودي‌» نیز مى‌ناميدند. همچنين‌ انگشت‌ شهادت‌ را با آب‌ دهان‌ خيس‌ مى‌كردند و با آن،‌ مقداري خاكستر از اسپند دور سر گردانده‌ و سوخته‌، برمى‌داشتند  و آن را در گودي‌ كف‌ دست‌ خمير کرده و خالهايى‌ از آن‌، ميان‌ ابروان‌ كودك‌ يا بيمار مى‌گذاشتند ؛ يا اينكه‌ از خاكستر اسفند و زاج‌ سوخته‌، 7 جاي‌ تن‌ بيمار را خال‌ مى‌گذاشتند

در کتاب نیرنگستان از لامچه نام برده و در تعریف آن می نویسد: "چیزی باشد که جهت چشم زخم از مشک و عنبر و سپند سوخته بر پیشانی و عارض اطفال کشند."

در بین برخی اقوام، از جمله آذربایجانیان، اعتقاد بر این است که تا مدتی نباید فرد خالگذاری شده را بوسید، چون اثر آن از بین رفته و باطل می شود.

 

 

                                             اسفندی                        

 

 

اسفندي‌ :  اسفند از دیرباز به شکل اسفندی به نخ کشیده شده و در قالب آویزهای تزئینی نیز نمود می­یابد. و در عین بهره مندی از کارکرد اصلی آن، جنبه زینتی نیز به خود گرفته و اغلب به عنوان یک صنایع دستی در برخی مناطق ساخته می شود.  دکتر علی بلوکباشی که  در زمینه  فرهنگ عامه مردم ایران مطالعات  فراوانی دارد در این خصوص می نویسد:" در ميان‌ برخى‌ از ايرانيان‌ رسم‌ است به عنوان یک طلسمهايى‌ مى‌ساختند، به‌ اين‌ شكل‌ كه‌ نخست‌ دانه‌هاي‌ اسفند را به‌ چند رشته‌ نخ‌ مى‌كشيدند. سپس‌ آنها را به‌ يكديگر مى‌بستند و از آنها مجموعه ای به‌ شكل‌ چهارگوش، سه‌گوش، لوزي‌ و گرد درمى‌آوردند. و روي‌ اسفندهاي‌ بندكشيده‌ را هم‌ با لوله‌هاي‌ پارچه‌اي‌ و نخهاي‌ رنگى و …‌ نقش‌ و نگار انداخته و اسفندي­ها را تزيين‌مى‌كردند. و آنرا را  بر سر درخانه‌ها، در اتاقهاي‌ نشيمن‌، در آغلهاي‌ گوسفند و در سركشتزارها مى‌آويختند تا چشم‌ بد و بلا و آفت‌ را از خانه‌ و اعضاي‌خانواده‌ و احشام ‌و غلات‌ دوركنند و بركت‌ و فراوانى‌وسلامت‌ بياورند. امروزه نیز در خانه ها، اتومبیل ها، محل کار و … در قالب یک آرایه و تزئین استفاده می شود.

علاوه بر اینها، اسفند عنصرحاضر در بسیاری از مراسم و آئین­ها می­باشد. مثلا در شب چهارشنبه­سوری ، اسپند و كندر و گلاب و شمع حتما بايد در خانه باشد. اسپند و كندر را دود مي­كنند، گلاب را به صورت خود مي­زنند و شمع را به نيت روشنايي روشن مي­كنند. در این شب مردم اصفهان، پس از عبور از مقابل هفت فروشگاه عطاري، نهايتاً از يكي اسپند خريده و در خانه آن را به نشانه تركيدن چشم حسود و بدخواه، دود مي كنند. و مردم گيلان  با آداب خاصی به خرید آينه و اسپندِ هفت‌رنگ و گمَج (ظرف سفالي ) می روند: تنگ غروب شب چهارشنبه­‌سوري، دختر يا زن كاربسته ،‌ براي خريدن «كُندر» و «وِشا» و اسپند به سه دكان رو به قبله ميرفتند. از دكان اول و دوم سه چيز را تقاضا ميكرند، ولي تا فروشنده سرگرم آماده كردن آنها مي‌شد،‌ از دكان بيرون رفته و مي‌گريختند. سرانجام كندر و وشا و اسپند را از دكان سوم مي‌خريد و به خانه مي‌برد و براي گشودن بخت و كار خود دود مي‌كردند. این رسم در برخی از مناطق دیگر از جمله دهستان قاهان (واقع در شصت کیلومتری شمال­غربی شهرستان قم) نیز مرسوم می باشد.

و در شيراز رسم‌ بوده كه‌ از يكى‌ دو هفته‌ به‌ نوروز مانده‌، اسفندفروشان‌ دور گرد با طبق­هاي‌ پر از اسفندِ رنگ­­شده‌، در محله‌ها به‌ راه‌ مى‌افتادند. هر خانواده‌ مقداري‌ اسفند، يا به‌ اصطلاح‌ شيرازي‌ «بوخوش‌»، از اسفندفروش‌ مى‌خريد و با آن‌ سفرة نوروزي‌ خود را مى‌آراست‌.

و نیز به همراه‌ جهاز عروس‌، يك‌ كيسة ترمه‌ يا مخمل‌، يا يك‌ كيسة پارچه‌اي‌ گلدوزي‌ شده‌ پر از اسفند و يك‌ منقل‌ يا آتشدان‌ كوچك‌ برنجى‌ كنده‌ كاري‌ شده‌ در خوانچه‌ يا طبق‌ مى‌گذاشتند و به‌ خانة داماد مى‌فرستادند. اين‌ رسم‌ هنوز هم‌ در برخى‌ از جامعه‌هاي‌ سنتى‌ ايران‌ معمول‌ است‌

 

شکستن تخم مرغ

 

یکی از روشهای عامیانه ای که برای یافتن فرد "بد چشم" (شور چشم) و باطل کردن نحسی و شومی آن رواج دارد، شکستن تخم­مرغ است . این روش، امروزه، به مانند اسفند، عمومیت ندارد ولی در قدیم و خانواده­های سنتی یکی از روشهایی بود که بواسطه آن چشم زخم را از خود دور می­کنند . "مثلا هنگامی که فردی بیمار می شد، یکی از کارهایی که انجام می شد این بوده که تخم مرغي را برداشته و با زغال سر تخم مرغ را به اسم مادر و ته آن را به اسم پدر بچه یا ناخوش نشان می گذاشته، و آنگاه اسامي كساني را كه فكر مي كردند ممكن است فرد مورد نظر را چشم زده باشد مانند همسايه دست راستي، همسايه دست چپي، عمه خانم و خاله خانم و غيره را نام برده و به نيت هر كدام از آنها هم يك علامت روي تخم مرغ مي گذاشتند. سپس، يكي از لباس هاي چرك فرد چشم خورده را برداشته، تخم مرغ را همراه قدري نمك و ذغال در ميان آن قرار مي دادند. پس از آن سكه­اي را از جهت ضخامتش روي تخم­مرغ مي­گذاشتند، به طوري كه انگشت شست روي سكه باشد و توسط آن اسامی مختلفی ذکر می شد و  فشاري به تخم مرغ وارد مي آوردند. اين كار را ادامه مي دادند تا سرانجام تخم مرغ بشكند و در هنگام شكستن اسم هر كسي كه برده شده معلوم مي شد كه او  چشم زده می­باشد و پس از انجام اين اعمال كمي از زرده تخم مرغ را به كف پا و سر بچه مي ماليدند و آن سكه را هم نگاه داشته و به فقيري مي­دادند و به اين ترتيب فرد خاطي پيدا مي شد و اعتقاد داشتند بیمار نيز از شر چشم زخم راحت مي­گشت."

در روستای گتاب نیز این کار به طرق مختلف انجام می شود:  تخم مرغي را ميان 2 سكه مي گذارند و نام افرادي را كه احتمال چشم زخم زدن دارد رانام مي برند و به اسم هركس تخم مرغ را فشاري مي دهند اگر شكست مي گويند احتمالاً وي چشم زخم زده است .

ویا خميري از آرد و بدون نمک تهیه می کنند و سپس خمير را به شكل گلوله­هاي كوچكي درآورده و در آتش مي­اندازند. هنگامي كه گلوله­هاي خمير مي­تركند و آنها را از داخل آتش خارج مي­كنند و از داخل گلوله­ها نخي مي گذرانند و سپس آن را بر بالاي درب خود نصب مي كنند .

همچنین مقداري آرد را با سه انگشت گرفته و به طرف ديوار پرتاب مي­كنند و در هنگام زدن آرد بر ديوار، نام افرادي كه احتمال مي دهند چشم زده­اند را ذكر مي­كنند .

 

نظر قربانی (چشم نظر):

 

علاوه بر اسفند که به عنوان یک شی مقدس و یا طلسمی که باطل­کننده نحسی و شومی چشم بد می باشد، در بین مردم سنگ­ها، مهره­ها و اشیاء بسیاری نیز رواج دارد که همچون اسفندی، مقدس و دافع چشم زخم بوده و در قالب اشیاء تزئینی نیز کاربرد دارد. مانند "نظر قربانی" که  به"چشم نظر" نیز معروف است. نظر قربانی طبق تعریف آمده در کتاب فرهنگ عامیانه مردم ایران: "چشم  خشک شده گوسفند قربانی است که در روز عید قربان ذبح می­گردد. و در گذشته معمولا با تکه­ای نمک و خرمهره[[4] به نخ کشیده و به همراه می­داشتند. به خصوص برای کودکان و نوزادان که همیشه به کلاه و یا سرشانه لباسشان آویخته می شده."  در ساری،(به خصوص درگذشته)مهره­های سفالي براي رفع چشم زخم و رفع قضا و بلا به کار می رود که " چشم چین" می­نامندش. چشم اصلي چشم چين در حقيقت تهيه شده از مردمك خشك شده چشم گوسفند در روز عيد قربان است كه همراه مهره­اي به روي سينه مي­آوزند.

 

                                                                     

ولی امروزه چیزی که به عنوان نظر قربانی شناخته می شود، شی است شیشه ای و به رنگ آبی که در میان آن از ترکیب رنگهای سفید، آبی کم رنگ و مشکی، تصویر یک چشم  طراحی شده است. و دارای اندازه ها و اشکال تزئینی متنوعی است که همگی در رنگ و حضور تصویر چشم مشترک می باشند. ولی متدوال ترین آن، شکل گرد است که تصویر چشم را بیشتر تداعی می­کند. در اکثر این طلسم ها، عناصر دیگری نیز به کار می رود.مثلا با الهام از باورداشتهای مذهبی،با آیات، ادعیه، و سوره های متبرک قرآنی خاص مزین می­گردنند و ارزش و اعتبار مضاعف به خود می­گیرند.و افراد به شکل آویز گردن، دستبند، کاسه آب، آویز خانه و ماشین و … استفاده می کنند.

 

 

 

                                                         چشم خشک شده گوسفند قربانی جهت دفع چشم زخم       

 

 

و نکته آخر اینکه وجود و اعتقاد به طلسم های چشم زخم فقط مختص به ایران نمی باشد. " مهره­هاي نظر قرباني شايد بيش از ساير انواع مهره ها در بين فرهنگهاي مختلف و بطور وسيع و در دوره زمان گسترده مرسوم بوده است. نخستين و بيشترين مقدار مهره­هاي نظر قرباني در  آسياي غربي، هندوستان و مصر یافت شده است. در آسياي غربي حداقل از هزاره سوم قبل از ميلاد از مهره هاي چشمي براي محافظت استفاده مي­كردند تا نظر شوم را دور و يا اثر آن را خنثي كند.در شمال آفريقا، طلسم مهره­هاي چشمي هنوز وجود دارد، يك عرب صحرانشين براي به دست آوردن يك مهره چشم زيبا، چندين روز روي سنگي ساده كار مي­كند. ساربانها بدون طلسم هاي چشمي سفر نمي­كنند و هر مرد و هر چهارپايي يك مهره و طلسم آبي­رنگ نظرقرباني به همراه خود دارد تا آنها را از چشم بد حفظ كند. در "موريتاني" مهره­هاي شيشه­اي آينه­اي به عنوان عالي­ترين مهره­هاي طلسم محافظ در مقابل چشم بد محسوب مي­شود. به طوركلي مهره­هاي آبي­رنگ بويژه مهره هاي نظر قرباني، چشم بد را دور و دفع مي­كند، امروزه در يونان الاغ، قاطر و گاوها مهره­هاي طلسم چشمي دارند و منگوله­هايي در افسار و دهنه و پيشاني آنها تعبيه شده است. در يوگسلاوي و تركيه[5] و يونان اغلب مهره­هاي آبي فيروزه و شيشه­اي يا پلاستيكي نيز به لباس بچه ها سنجاق مي­شود. این تاريخ مهره­هاي نظرقرباني حاکی از این است که  مهره­ها، هميشه در فرهنگ مردم اهميت داشته و ارزش آنها خيلي بيش از جنبه تزئيني و مادی  آنهاست.

                                                                  

 

                                                       مهره ها و سنگهای مختلف جهت رفع چشم زخم

 

 

 منابع:

  1. فرهنگ مردم گتاب -محمد رضا غضنفري كفشگر، كارشناس علوم اجتماعي از دانشگاه آزاد بابل-http://www.mazandnume.com
  2. خريد و در آتش ريختن اسپند بمنظور بلاگردانی- http://blog.360.yahoo.com/

 

3.هدايت، صادق (1379)، «فرهنگ عاميانه مردم ايران»،  جهانگير هدايت، تهران: نشر چشمه، چاپ سوم.

  1. گاه شماری و جشن های ایران باستان- هاشم رضی- انتشارات بهجت:3180
  2. اسفند، علی بلوکباشی، جلد8
  3. http://www.iran-newspaper.com/1381/811104/html
  4. http://www.chn.ir/news
  5. http://www.iranmania.com

 

 

 


 [5] - ترکیه (استا نبول) به شهر سنگ های چشم نظر آبی و سفيد معروف می باشد.

 

 



 [1] - اهالی رامسر صبح روز عید شاخه ای از درخت مرکبات و آلوچه را برای خوش یمنی و رفع چشم زخم  بر سر در ورودی خانه می گذارند.

 [2] -  نمونه ای دعاي چشم زخم که از سوره های متبرک و همیشه حافظ قرآن به مانند سوره قلم و ... اقتباس گردیده است: بسم الله الرحمن الرحيم شهدالله انّه لا اله الّاذكرٌللعالمين الّا هوالملئكة اولواليم تنّزل من القران قائماً بالقسط لا اله ما هو شفاء و الّا هو العزيز و الحكيم و رحمة للمؤمنين انّ الذين عندالله الا و لا يزيد الضالمين سلام و ان يكاد الذين الّا خساراً كفروا ليزلقونك برحمتك يا ارحم الراحمين بابصارهم لمّا سمعوا الله محمدٌ و عليٌ فاطمة الذكر و و يقولون انّه حسن و حسين يا علي لمجنون و ما هو از تو و اين دعا از مال نوروز زاييده صنم.

 

 [3] - درخصوص چشم زدن روايتي است  كه در زمان حضرت محمد (ص) فردي كه چشم بسيار شوري داشته توسط مخالفان پيامبر اجير شد و به پيامبر چشم زد در اين هنگام آيه : و ان يكاد الذين كفرو اليزض تك بابصارهم لما سمعوا الذكر و يقولون انه لمجنون و ما هو الا للغالمين  نازل شد كه براي دفع چشم زخم كارهايي انجام مي دهند .

 [4] - یکی از تولیدکننده اصلی خرمهره در استان قم، طی مصاحبه ای با خبرنگاری ایرنا در خصوص این مهره می گوید: "هرچند خرمهره به عنوان تزئینی کابرد دارد، اما در گذشته و شرایط کنونی، آن را به عنوان "چشم نظر" می شناسند و رنگ آبی آن سبب آرامش چشم و اعصاب می گردد و این محصول اکنون به کشورهای حوزه خلیج فارس، عراق، افغانستان، هند، بنگلادش، کشمیر، آسیای میانه و کشورهای اروپایی صادرمی شود."

 

 

    * اين مقاله در روزنامه آينده نو- شماره ۱۱۹- ۲۸ دي ماه ۱۳۸۵ به چاپ رسيده است* 

 

 

 

 

نوشته شده توسط آ...م...ی...ن...حسن زاده در 23:53 |  لینک ثابت   •